page loader

آستان مقدس حضرت سلطان علی بن امام محمد باقر علیه السلام

سردابه اعجاب انگیز در مشهد اردهال (حرم مطهر)

...


مشهداردهالزير ايوان صفا، سردابه اي وجود دارد تقريبا به طول6 ، عرض3 وعمق 3/5متر و راه ورودي آن هنگام ورود به ايوان سمت راست مي باشد.  درباره این سردابه و تابوت های داخل آن از جمله نقل می کنندکه در سال 1313 اعتضادالدوله حکمران قم به مشهد اردهال آمده فرمان می دهد تا روی سردابه را می شکافند و شخصا داخل سردابه شده حدود یکصد تابوت در آنجا دیدار می کند که در هر یک جسدی سالم و از هم متلاشی نشده در حالی که لباس زندگی به تن داشتند و روی گونه های بعضی خون خشکیده نمودار بود مشاهده می کند و ایشان را از یاران سلطان علی (ع) می شمارد.

 

 این شهرت حس کنجکاوی اهل تحقیق را برانگیخته و از جمله به سمع حضرت آیت الله آقای سید شهاب الدین مرعشی نجفی (رحمه الله) رسیده بود و معظم له که بیش از هر کس پی جوی کشف حقایقند در سال 1341 شمسی دعوت اهل محل را برای مسافرت به مشهد پذیرفته و به نیت تامین موتور برق بدان محل حرکت کرده ضمن اقامت چند روزه خود در مشهد برای مشاهده سردابه از نزدیک اظهار کمال علاقه می کنند در نتیجه در نیمه شبی به امر ایشان،  درب سردابه گشوده مي شود و چندين نفر از معتمدين وارد سردابه مي شوند و چگونگي وضعيت داخل سردابه را به خدمت آن مرجع عاليقدر عرضه مي دارند. 

 

داخل سردابه - طبق آنچه حضرت آيت ا... مرعشي نجفي (ره) تاييد فرموده اند - حدود صد تخته تابوت وجود دارد كه رديف سه تا سه تا روي هم چيده شده است. روي سه تا از آن تابوت ها باز و بدن ها تازه و سالم (نپوسيده ) است و در ديوار آخر سردابه ، سنگي نصب شده و بر آن نوشته شده: سيد ركن الدين مسعود (به سال) 954حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی در بازدید خود در سال 1341 از نپوسیدن تابوت ها(سالم ماندن اجساد) اظهار تعجب نموده و شهدا را از یاران حضرت علی بن باقر (ع) قلمداد نموده اند.

 

مرحوم مشهدی مسیّب همدانی، یکی از افرادي است که به دستور مرحوم آیت ا... العظمی مرعشی نجفی (ره) به داخل سردابه مشرف شدند مي گويد: وقتي از پله ها وارد سردابه شدم، دو طرف سردابه تابوت سه تا چهار تا وجود داشت و ميان تابوتها راهي بود که به انتهاي سردابه مي رسيد. اجساد تابوتهاي بالايي پيدا و سرِ برخي از اجساد، از بدن جدا بود. در هنگام رفتن به انتهاي سردابه يک دست از تابوت بيرون بود، من آن دست را داخل تابوت گذاشتم، وقتي ميخواستم برگردم، ديدم که دست به همان صورت اول بيرون از تابوت قراردارد. قطر بازوي دست مذکور به اندازه قطر ران من بود.

لازم به ذکر است بدن مطهر حضرت ، در سردابه اي که بعد از اين سرداب است قرار دارد و اطلاعي از چگونگي سردابه مخصوص آن حضرت در دست نيست.پس از آن،  درب سردابه مسدود گشت.

 

 


منبع:  کتاب مجموعه تاریخی مشهد اردهال (کاشان) تالیف :حسین فرخ یار صفحه 153

         حماسه مشهداردهال ( دکتر زجاجی)

  رازورمزسردابه مقدس درگفتگوبا دو شاهدعینی

حاج ولی الله حسینی که اکنون درسن هشتادسالگی است اینگونه آغازسخن می کند:من آن زمان بنابودم که کارهای حرم راانجام می دادم،حدود30سالم بود یک شب یکی ازخدام حرم به من خبرداد که بیا حرم کارداریم ،آیت الله مرعشی نجفی آمده اند.وقتی به حرم رفتم دیدم درموردسردابه صحبت می کنند یکی ازخدام که سن زیادی داشت گفت گوشه ایوان صفارا بکنید به سردابه که کنارحرم است راه پیدامی کنید.باکمک چندنفرازکسانی که آنجا بودند سنگ های  کف ایوان رابرداشتیم وبه روزنه ای به اندازه اینکه یک نفربتواند داخل سردابه شودبازکردیم آن زمان هنوزبرق به مشهداردهال نیامده بود،یک چراغ توری آوردند،من نردبانی گذاشتم وداخل سردابه شدم وبعدازمن حبیب الله حسنی که آن زمان حمامی حمام حرم بود واردسردابه شد.

حاج ولی الله حسینی ازمشاهدات خود درسردابه این چنین می گوید که:وقتی واردسردابه شدیم فضایی حدود3در12متربودکه اطراف آن تابوت هایی چوبی تازیرسقف روی هم چیده شده بود،درتابوت ها بسته بود فقط تابوت هایی که درردیف  رو قرارداشت بازبودند،داخل آنها پیکرافرادی قرارداشت که دستشان راروی سینه قرارداده بودندوانگارباآرامش خوابیده اند.اردهال

حاج حبیب الله حسنی دیگرشاهدعینی ماجرا که اکنون پیرمردی 85ساله است وآن زمان جوانی 35 ساله وحمامی حرم بوده می گوید:افرادزیادی آنجابودندولی جرات ورود به سردابه رانداشتندیک نفری بود به نام آقانظام که عاقدبود درمحل مردم رابه ازدواج هم درمی آورد؛ایشان که آدم باسوادی بودآمدپایین تاسنگ تاریخ آنجارابخواند اما نتوانست،یک نفردیگرهم آمدنتوانست بخواند؛ترسیدوسریع بیرون رفت.

حاج ولی ادامه میدهد:کسی نتوانست سنگ تاریخ رابخواندآیت الله مرعشی نجفی خواست واردسردابه شودکه نتوانست؛چون روزنه باریک ونردبان کوتاه بود قرارشد آقا نظام نامی بیاید پایین ونوشته روی سنگ را روی یک کاغذ بنویسد تا آقای مرعشی بخواند.آقانظام نتوانست بیایدپایین.یک نفربود مشهدی مصیب نام داشت اوهم آمد نتوانست بخواندتااینکه یک نفردیگرآمداین کار راکردوآقا گفتند تاریخ دفن این اجسادنوشته شده است.

حاج حبیب الله حسنی درخصوص وضعیت اجسادمی گوید:اجسادکفن پوش بودند ولی چندتا ازتابوت هاکه ردیف اول بودنددرب آنها باز بود،یکی ازجنازه هاهم ازتابوت بیرون افتاده اردهالبودکه آن راداخل تابوت گذاشتیم .جنازه هاسالم بودندومتلاشی نشده بودند ولی پوست انها خشک شده بودوچهره آنهاقابل شناسایی بود.

وی ادامه می دهد:من وحاج ولی که رفتیم پایین سوادنداشتیم .قرارشدآقانظام بیاید،وقتی خواست بیاییدپایین نردبان کوتاه بودولبه آن روی یکی ازتابوت ها گیرکرده بود که رد شد وایشان سرخورد و ترسید و گفت من رابکشیدبالا،آوردنش حالش بد شد وغش کرد،بعد قرار شد یک نفری به نام مشهدی مصیب که همدانی وآدم باخدایی بودبیاییدپایین ،آمد ولی اوهم نتوانست سنگ رابخواند،یک نفر بودبه نام آل یاسین که محضرداربود،آمدپایین ونوشته روی سنگ رانوشت برای آقای نجفی آوردند بالا.

حاج ولی ادامه می دهد:عده ای می گوینداینها شهدایی هستند که زمان جنگ امامزاده همراه او بودند ودررکابش شهیدشده اند....

به هرحال درحالی بااین دوپیرمرد روشن ضمیرخداحافظی می کنیم که همچنان سوالات فراوانی از رازورمز سردابه مقدس ذهنمان رامشغول کرده است. ..( شهریور ماه 92)

 والله اعلم



قتلگاه, میعادگاه عاشقان

وجه تشابه اردهال و کربلا

مراسم سنتی مذهبی قالیشویان

 

 

نظر بدهید :
ارسال